حداقل
خبر

علت حضور شاه عباس صفوی در اشرف البلاد

شاه عباس صفوی شب دوشنبه اول ماه رمضان سال ۹۷۸ هجری قمری در هرات از فخرالنساء بیگم دخترمیرعبدالله خان والی مازندران متولد شد.

  شاه طهماسب با الهام‌گرفتن از بیت زیر نام نوزاد را عباس نهاد.

عباس علی است شیر غازی                         سر دفتر لشکر حجازی

جان کارت رایت یکی ازجهانگردان خارجی که در سال ۱۰۱۲ هجری قمری شاه عباس را از نزدیک دیده بود، درسفرنامه خود درباره ۳۴ سالگی شاه عباس چنین می‌نویسد:

این شهریار جوان ازلحاظ جسمانی و عقلانی هر دو نمونه‌ای از کمال مطلق است. آدمی است میانه بالا،سیمایی سخت موقر و چشمانی تیز و نافذ دارد، سیه چرده‌است و صاحب سبیلانی بلند،.ریشش را می‌تراشد و ظاهرش حکایت از جنگاوری او دارد و طبعی سخت گیر دارد. چنان کهدر نخستین برخورد، آدمی چنین می‌پندارد که جز بیرحمی و خشونت چیزی در خمیره وجوداو ننهاده‌اند، اما در حقیقت طبعی فروتن و مهربان دارد، چنان که به راحتی می‌توان او را دید و با او سخن گفت. روش وی این است که در میان اعاظم امرای درباری آزادانه بر سر طعام می‌نشیند و از شکار و باز پرانی به همراه اعیان درباری و بزرگان وفرستادگان پادشاهان بیگانه حظ فراوان می‌برد

پیتردلاواله جهانگرد ایتالیایی دخصوص شاه در میان سالگی می‌نویسد:

موی و ابرو و سبیلش تاچهل و نه سالگی نیز سیاه بوده‌است و با آنکه رنگ رویش از آسیب سفرها و جنگ‌های بیشمار به سیاهی گراییده بود، زیبایی‌های صورتش بر زشتی‌های آن می‌چربید و بر روی همقیافه‌ای موقر و جالب و نجیب داشت. دست‌هایش مثل کارگران روستایی کوتاه و ستبر وسیاه بود و آن‌ها را به رسم زمان حنا می‌بست. 

در سال ۱۰۰۵هجری که سال دهم جلوس شاه‌عباس بود، شاه عباس که از طرف مادری شجره‌نامه‌اش به میر قوام‌الدین مرعشی می‌رسید، طبرستان را ملک موروثی خود می‌دانست برهمین اساس تصمیم گرفت که سراسر آن سرزمین را به اختیار خود درآورد.[۴۱] شاه عباس به نقل از کتاب عالم آرای عباسی چنین می‌پنداشت:

 چون طبرستان که مشمول مازندران بهشت نشان است ملک طلق شرعی موروث اولاد و احفاد میرعبدلله‌خان جد مادری حضرت اعلی شاهی ظل‌اللهی است که نسبت او به سید قوام‌الدین معروف به میربزرگ که در طبرستان خروج به سیف کرده مالک آن مملکت گردید در صدر صحیفه اول رقم تسطیر یافته و در این عهد و اوان از آن سلسله رفیع هاولاد ذکور که شایسته تصرف ملک موروث باشد نبود لاجرم آن عرصه ارم تزیین ارثأ واکتسابأ شایسته تصرف شهریار سعادت قرین و حق شرعی سلطان با داد و دین است [۴۲]البته در این نگاشته و پنداشته‌ها نقوص بسیار است چنانچه پادوسبانیان صدها سال پیشاز مرعشیان در غرب طبرستان ساکن شدند و اصلأ مرعشیان بر سوادکوه واقف نبودند و...که اینها نشا ن از بی‌اطلاعی شاه و بزرگان ایران در آن روزگار می‌دهد 

شاه عباس صفوی در اشرف

اشرف در سال ۱۰۲۱ق. به دستور شاه عباس صفوی ساخته شد و به عنوان پایتخت بهاره و دوم صفویان، بعد ازاصفهان قرار گرفت. از آن هنگام به بعد، علاوه بر تاسیس و راه اندازی بناهای دولتی و دوایر حکومتی، ساختمان‌ها و کاخ‌های متعدد و زیبایی در اشرف ایجاد گشت و درواقع، باشکوهترین تاریخِ دوره اشرف در عصرصفویه بوده است.

 به نظر لردکرزن انگلیسی، ” اشرف (مازندران) که زادگاه شاه عباس بوددرنظر شاه مرتبت و منزلت خاص داشت و در آنجا، قصر‌های متعدد و باشکوه ساخت. قصرهایشاه عباس در یک محوطه بسیار باشکوه طبیعی در اشرف که در ۵ میلی جنوب استرآباد(گرگان) است، واقع شده و منظره بسیار دلپذیری در طرف دریا قرار دارد. شاه عباس درصدد برآمد که اصفهان تازه ای در شمال بسازد که قصرها و عماراتش به پایتخت جنوبی(اصفهان) برابری کند”.

بر اثر همین تمایل شاه عباس به توسعه آبادانی اشرف بود که سیاستِ مطلوب مهاجرپذیری را در این منطقه، به ترتیب فوق به اجراء درآورد. ساخت و تاسیس ” باغ شاهی، کاخ صاحب‌الزمان، کاخ حرمسرا، کاخ خلوت، باغ تپه، چشمه عبارت، کاخ عیاس آباد، در کنار باغات سرسبز وزیبای باغ زیتون و باغ شمال “، * از زمره بناهای تاریخی و تمدنی اشرف در عصر شاه عباس صفوی می‌باشد. همچنین، در این دوره دستور ساخت و احداث ” راه شاه عباسی ” به میرزا تقی، وزیر مازندران داده شد که از فیروزکوه و سوادکوه به استرآباد ختم می‌شدو از اشرف می‌گذشت. (۲۶)

 شرفیابی سفرا و جهانگردان کشورهای اروپایی و ملل غربی به حضور شاه عباس در اشرف / بهشهر، از نقاط عطف تاریخی منطقه می‌باشد. حاصل حاصل مشاهدات آنهاکه در قالب کتب و سفرنامه‌های تاریخی و تحقیقی گرد آوری شده و بیشتر آنها به زیورچاپ در آمده است، از منابع اصلی تاریخ عصر صفوی و پس از آن در خصوص مازندران وبویژه، اشرف می‌باشد. مشهورترین دیپلماتها و سفرای مذکور عبارت بودند از :

 پیترو دلاواله / Pietro dellavalleh(994 – ۱۰۶۲ ق / ۱۵۸۶ – ۱۶۵۲م :

 دلاواله در زمان شاه عباس از اشرف دیدن کرد و بیش از سه سال میمهاندربار صفوی در اشرف بود. وی نخستین خارجی و جهانگرد اروپایی است که بطور غیر رسمی،از ایرانِ عصر صفوی و از جمله، اشرف دیدن نموده است. او نماینده ” پاپ” بود و درسال ۱۰۲۷ق. در کاخ “باغ خلوت اشرف” به حضور شاه عباس بار یافت و درسال بعد (۱۰۲۸)نیزدرمراسم جشن نوروز در باغ مزبور حضور داشته و از نزدیک، شاهد گرویدن مهاجران گرجی و قفقازی به اسلام بوده است. چندی با اردوی شاه در اشرف و محال اطراف همراه بود وغالباً، به مصاحبت شاه عباس نائل می‌شد. در سال۱۰۳۰ق.(۱۶۲۷م)به اصفهان بازگشت و پساز مراجعت به اروپا، به ملازمت”پاپ اوربن هشتم” درایتالیا نائل گشت.(۲۷)

 به نظر دلاواله، سعی و کوشش شاه عباس براین بود که تاسرحد امکان،هرچه زودتر به جمعیت اشرف افزوده و تعدادساختمانهای شهر نیز افزایش یابد و به همین جهت، به هنگام اقامت خویش در فرح آباد، قسمت اعظم زمستان را در اشرف به سر می‌برد.وی که در محل” کاخ دیوانخانه/ساختمان فعلی شهرداری بهشهر” و “کاخ باغ خلوت” به حضور شاه رسید، از اشرف و کاخ‌های بنا شده در آن، به نیکی و نکویی یاد کرده وزیبایی و جلالِ باشکوه آنرا می‌ستاید.

 دون گارسیا(Don Garsia) :

 گارسیا از خانواده‌های معروف دوک‌های ” فریا ” اسپانیا بود که ازسوی “فیلیپ سوم”، پادشاه آن کشور بعنوان سفیر اسپانیا در ایران تعیین و مقارت تصرف بندرگمبرون(بندرعباس)توسط شاه عباس درسال۱۰۲۳ ق.(اکتبر ۱۶۱۴م) به ایران آمد و پساز سه سال تاخیر به ایران راه یافت. گرچه، وی در اشرف به حضور شاه عباس نرسید، لکنبه هنگام ورود او به ایران، شاه عباس در اشرف بودو به دستور وی، گارسیا در اصفهان مقیم شد.(۲۹)

 * به نظر “کلمن”، درختان اشرف را شاه عباس از هندوستان آورده، ولی به نظر “رابینو”، پرتقال‌های مازندران درزمان “نصربن احمد سامانی/۳۳۰ق”. وصف شدهاست(رابینو، همان، ص۲۴۴

 لرد ادمور کاتن(D.Cotton) :

 ” لردادمورکاتن”، سفیر انگلیس در دربارصفوی به همراه” روبرت شرلی” و” آنتونیو شرلی” در سال ۱۰۳۶ ق. از اشرف دیدن نمود و بعد از ۲روز انتظار در پشت دربهای “کاخ دیوانخانه” یا پارک ملت کنونی به حضور شاه عباس بار یافتند.”کاتن”فرزند”جمیز اول” و فرستاده”چارلز اول”، پادشاه انگلستان به دربار ایران بود ودرحقیقت، دومین سفیری است که دربار انگلستان رسماً، به ایران فرستاده بود.*

 شاه عباس به هنگام ورود رابرت شرلی و کاتن در ربیع‌الثانیسال۱۰۳۶/۱۰۳۷ق.(۱۶۲۶/۱۶۲۷م)به بندر گمبرون، دراشرف بود، از اینرو، به همراه”سررابرت” و “تامس هربرت”، نویسنده و دانشمندِ همراه سفیر به ترتیب فوق، به حضور شاه عباس در اشرف رسیدند. تامس در سفرنامه خود(چاپ لندن، ۱۶۳۴م.)، بطرز بسیار زیبایی،اشرفِ عصرشاه عباس و بویژه، کاخ‌ها و باغات مجلل و چشم نواز انرا به تصویر کشانهدو به مانند دلاواله می‌ستاید.

  گرچه، شاه عباس، “رابرت شرلی” را از کاخ خود، در اشرف بعنوان سفیرو فرستاده خویش به دربار انگلستان اعزام داشت و نامه دوستی و مودت را برای ” جمیزاول”، پادشاه آن کشور ارسال نمود و بر تجارتِ بدون عوارض برای تجار انگلیسی درایران متعهد گشت، مع هذا رابرت شرلی و همراهان وی  که ظاهراً، فاقد اختیار ازسوی دولت انگلستان در عقد قرارداد با شاه ایران بوده، بعد از این دیدار، از چشم شاه عباس افتاده و این مجلس، گویا، آخرین دیدار نامبرده و سفیر انگلستان با شاه ایران بوده است.

 در حقیقت، اعزام سفیر و هیات همراه از سوی دولت انگلستان به دربارایران و استقرار آنها در دربار شاه عباس(دربار اشرف)، به جهتِ فقدان ِ هرگونه اختیار تفویضی برای آنان، بیشتر با هدف یک ژست سیاسی در مقابل دولت ایران بود کهبه مزاج شاه ایران نیز خوش نیامد. کاتن به هنگام بازگشت به اروپا به همراه رابرتشرلی، در قزوین بیمارشد و در سال۱۶۲۸م. در همان شهر درگذشت.علاوه بر اینها،“گریگوری و الیانوویچ ملگنوف روسی، رابینو انگلیسی، ژاک دومورگان فرانسوی، هانوی،هومر و ویلبر آمریکایی” در دوره‌های بعد، از اشرف‌البلاد دیدن کردند.

 مقارن همین ایام، شاه عباس گرچه، در بستر بیماری بوده، مصمم بودنوه خویش، “سام میرزا/فرزندصفی میرزا” را از اصفهان به اشرف آورده تا وی را به جانشینی خود به سلطنت برساند، معهذا در پی استخاره” ملامراد مازندرانی”، آمدنشاهزاده از اصفهان به اشرف جایز شمرده نشد. با این وجود، به هنگام ورود” جان اسمیت/Jan Smidt”، سفیر هلند در ایران وتمایل وی برای ملاقات شاه عباس، شاه ایران در روز۲۳جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ق.(۸ژانویه۱۶۲۹م) در اشرف، پایتخت دوم کشور درگذشت و جسد وی، طبق وصیت نامه شاه از آن شهر(اشرف) به ” امامزاده حبیب موسی ع” در کاشان منتقل و در آنجا به خاک سپردهشد.(۳۱)

 شاه صفی نیز بعد از جشن نوروز آن سال در اصفهان(۱۰۴۰ق.) به مازندران آمد و چند صباحی را در اشرف و فرح آباد گذراند.ساخت” کاخ صفی آباد” را به وی نسبت داده و او را ادامه دهنده راه شاه عباس در تکمیل رسدخانه در حال ساخت درصفی آباد اشرف می‌دانند. گرچه، به باور”لردکرزن”، صفی آباد را شاه صفی، نوه شاه عباس برای دختر خویش در نیم فرسخی اشرف بنا کرد، اما به زعم ” دونالد ویلبرآمریکایی/Donald.N.Wilber” : “…کاخ صفی آباد در اصل،توسط شاه عباس در امتدادکاخ جهان نما ایجاد شد و نوه او، موسوم به شاه صفی، آنرا توسعه داد…”۳۲

 امرای گرجستان در دوره شاه عباس دوم، در سال۱۰۷۳ق. در دارالسلطنه اشرفبه حضور شاه بار یافتند و در ” کاخ‌های همایون تپه، عباس آباد و باغ میدان “،به حضور شاه ایران رسیدند. در این برهه، قزاقانِ سواحل ” رود دن ” روسیه به تحریک“‌الیکس، پدر پطر کبیر “، ضمن حمله به شمال ایران، شبه جزیره میانکاله، حومه اشرفو بندر فرح آباد را در سال ۱۶۶۸م(۱۰۷۶ق) به آتش کشیدند. (۳۴)

 بعد از شاه عباس دوم، سلطنت به شاه سلیمان صفوی، شاه سلطان حسین وسپس، شاه طهماسب دوم رسید. سلطنت شاه سلیمان مقارن با شورش افغانها و قضایای قندهار از یکسو و به قدرت رسیدن ” پطر کبیر ” در روسیه و تعقیب سیاست آبهای گرم وی(خلیج فارس) و ولایاتِ زرخیز و سرسبز ایران در سواحل غربی و جنوبی دریای خزر، ازجمله اشرف، از طرف دیگر بود. شاه سلطان حسین صفوی در سال ۱۱۰۶ق. با صدور فرمانی،دستور ساخت ” مسجد جامع اشرف ” را صادر کرد.(۳۵) به علاوه، طهماسب دوم درسال۱۱۳۵ق.، پس از سقوط اصفهان و تسلیم پدرش، شاه سلطان حسین در اشرف مستقر شد و یکسال بعد(۱۱۳۶ق.)، ضمن درخواست کمک از دولتین روس و عثمانی، با ارسال فرمان‌هایی بهسران و بزرگانِ منطقه اشرف، از جمله به مردم هزارجریب (بخش یانه سر)، از آنهادرخواست مساعدت و همراهی نمود. (۳۶)

 *سر جفری لانگلی/Sir.Gefforey Langleyنخستین سفیر انگلیس در دربار ایران بود که در سال۱۲۹۱/۶۹۰ق. درمعیت نیکلاس شارتربه همراه یک هیئت ۲۱ نفری در زمان گنجاتون خان مغول به دربار شاهمغول آمد تا از کمک نظامی ایران علیه ترکان عثمانی برخوردار شود. به هنگام ورودآنها به ایران، ارغون شاه در گذشته بود.(دکتر عبدالحسین نوائی.روابط سیاسی واقتصادی ایران در دوره صفویه، ص۱۳۵ و غلامرضا ورهرام،تاریخ سیاسی و سازمانهای اجتماعی ایران در عصر قاجاریه،ص۲۱۳)Bottom of Form

شاه عباس پیش از برآمدن آفتاب روز جمعه بیست و چهارم جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ هجری قمری در کاخ اشرف درگذشت.[۶۳] عالم آرای عباسی درباره علت مرگ او می‌نویسد:

چند روز قبل از آن درشکارگاه، پادشاه در خوردن و آشامیدن طعام افراط کرد و در بازگشت، به سبب سنگینی بار معده دچار تب شد و در اندک مدتی از اوج کمال به حضیض وبال رسید.»

آرامگاه شاه عباس صفوی :

به گفتهٔ برخی منابع شاه عباس پیش از مردن وصیت کرد که کالبدش را جایی دفن کنند که بر همه کس ناپیداباشد.[۶۴] برخی منابع نیز مدعی‌اند کالبد او به نجف آورده و در آنجا به خاک سپرده شد. اما بسیاری منابع می‌گویند شاه عباس در مازندران درگذشت و تصمیم بر آن بود که کالبد وی به اصفهان آورده شود ولیکن به دلایلی در میانهٔ راه کالبد در کاشان دفن شد. هم اکنون نیز آرامگاه‌ای منسوب به شاه عباس در کاشان برجاست که به احتمال زیادمقبره واقعی او است.[۶۵]

شاردن، جهانگرد فرانسوی که در زمان شاه‌عباس دوم از ایران بازدید کرد، می‌گوید: «رسم پادشاهان این کشور آناست که مدفون حقیقی خود را مکتوم بدارند به همین جهت هنگام تدفین اجساد سلاطین معمولاً شش تا دوازده دستگاه تابوت به اسم پادشاه معرفی و در جاهای مختلف دفن می‌کنندو جز دو سه نفر از نزدیکان، کسی از محل دفن پادشاه آگاه نیست.» ۶۶

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر